طوفان فکری معکوس چیست و چه کاربردی دارد؟

iconطوفان فکری معکوس چیست و چه کاربردی دارد؟

8 دقیقه طوفان فکری، ابزاری قوی برای ایده پردازی و خلق ایده‌ های ناب اجباری است
4.4 از 5 (9 رای)

با ما در نشر دانش همراه شوید.

  • facebook
  • twitter
  • linkedin
  • googleplus
  • cloob
  • facenama
  • telegram

طوفان فکری معکوس تکنیک‌های طوفان فکری و وارونه‌سازی را با هم ترکیب می‌کند تا یافتن راه‌حل برای مسائل را راحت‌تر کند. ترکیب این تکنیک‌ها به شما کمک می‌کند تا از طوفان فکری بهره‌ی بسیار بیشتری ببرید و ایده‌های خلاقانه‌تان از آنچه در طوفان فکری معمولی به آن می‌رسیدید، هم بیشتر شود.

برای استفاده از این روش، اول باید یکی از این دو سوال «معکوس» را از خودتان بپرسید:

  • به جای فکر کردن به اینکه «چطور می‌توانم مشکل را حل کنم یا جلوی به وجود آمدنش را بگیرم؟»، بپرسید: «چطور می‌توانم این مشکل را به وجود بیاورم؟»
  • بجای پرسیدن این سوال که‌ «چگونه می‌توانم به این نتایج برسم؟» دنبال جواب این سوال بگردید: «چطور می‌توانم کاری کنم که درست برعکس نتیجه‌ی دلخواهم اتفاق بیفتد!؟»

چطور از روش طوفان فکری معکوس استفاده کنیم؟

  1. مشکل یا مسئله را دقیق و واضح مشخص کنید و آن را روی کاغذ بنویسید.
  2. با پرسیدن یکی از این دو سوال، مسئله را برعکس کنید: «چطور می‌توانم این مشکل را به وجود بیاورم؟» و چطور می‌توانم کاری کنم که درست برعکس نتیجه‌ی دلخواهم اتفاق بیفتد؟»
  3. برای حل این مسئله‌ی معکوس، بارش فکری انجام بدهید تا به راه‌حل‌های معکوس برسید. ایده‌ها را محدود نکنید و هر راه‌حلی که به ذهن‌تان می‌رسد را بدون سانسور و ویرایش روی کاغذ بنویسید.
  4. وقتی برای حل کردن مسئله‌ی معکوس‌تان به اندازه‌ی کافی راه‌حل پیدا کردید، می‌توانید ایده‌های معکوس را دوباره وارونه کنید تا به ایده‌هایی متناسب با مشکل اصلی‌ تبدیل شوند.
  5. این ایده‌های جدید را ارزیابی کنید. ببینید بین آنها ایده‌ای هست که قابلیت تبدیل شدن به یک راه‌حل خوب را داشته باشد؟ آیا ویژگی‌های یک راه‌حل بالقوه خوب را می‌بینید؟
نکته:
برای مسئله‌هایی که سخت می‌شود با طوفان فکری معمولی برای‌شان راه‌حل پیدا کرد، طوفان فکری معکوس می‌تواند مفید واقع شود.

مثال

خانم احسانی مدیر یک درمانگاه است. یکی از وظایف او این است که رضایت بیماران را نسبت به درمانگاه بالا ببرد.

در گذر زمان، کارهای خلاقانه‌ای برای بهبود شرایط انجام شده و حالا وضعیت به شکلی است که اعضای تیم نیازی به برگزاری یک جلسه دیگر احساس نمی‌کنند. همه سرشان شلوغ است، همه دارند بیشترین تلاش‌ را می‌کنند و هیچ‌کس حوصله‌ی وقت تلف کردن برای حرف زدن درباره این موضوع را ندارد.

این می‌شود که خانم احسانی تصمیم می‌گیرد تکنیک‌هایی را که برای حل خلاقانه‌ی مسائل یاد گرفته است به کار ببندد. او امیدوار است که این کار جلسات گروه را جذاب‌تر کند و توجه اعضا به پیشرفت بیشتر جلب شود. شاید حتی بتوانند راه‌هایی فراتر از آن ایده‌های خوب همیشگی که هیچ‌کس برای عملی کردن‌شان وقت ندارد، پیدا کنند.

خانم احسانی شروع می‌کند به آماده شدن برای جلسه. او به دقت در مورد مشکل فکر می‌کند و آن را به این شکل روی کاغذ می‌آورد:

«چطور می‌توان سطح رضایت بیماران را بالا برد؟»

بعد مسئله را برعکس می‌کند:

«چطور می‌توانیم کاری کنیم که بیماران ناراضی‌تر شوند؟»

همین حالا هم خانم احسانی دارد متوجه می‌شود که نتایج این رویکرد جدید چقدر می‌تواند جالب و غیرمنتظره باشد.

جلسه که شروع می‌شود، همه حسابی درگیر پروسه‌ی لذت‌بخش و سازنده‌ی طوفان فکری معکوس می‌شوند. اعضای گروه هم از تجاربی که از کار با بیماران دارند و هم از تجربه‌های شخصی‌شان در زمانی که بیمار بوده‌اند و به درمانگاه‌های دیگری مراجعه کرده‌اند، استفاده می‌کنند. خانم احسانی به آنها کمک می‌کند تا ایده‌هایشان را آزادانه و بدون سانسور بگویند و از همه می‌خواهد که به هیچ‌وجه در مورد ایده‌های پیشنهادشده قضاوت نکنند، حتی عجیب‌ترین و غیرعادی‌ترین پیشنهادها.

چند تا از ایده‌های وارونه‌ای که گروه خانم احسانی در طول این جلسه به آنها رسیدند از این قرار بود:

  • به دو نفر همزمان وقت بدهند.
  • صندلی‌های اتاق انتظار را حذف کنند.
  • به بیمارانی که به درمانگاه تلفن می‌کنند بگویند منتظر بمانید و بعد به کلی آنها را از یاد ببرند.
  • از بیماران بخواهند که بیرون درمانگاه و در پارکینگ منتظر نوبت‌شان بمانند.
  • در معرض عموم از مشکل بیمار حرف بزنند.

وقتی که همه هر راهی که به ذهن‌شان رسید را گفتند، لیستی بلندبالا از ایده‌های وارونه شکل گرفته بود. حالا وقتش رسیده بود که هر مورد را دوباره برعکس کنند و به دنبال یک راه بالقوه موثر بگردند.

از بحث‌های نتیجه‌بخش، ایده‌های خوبی در می‌آید. مثلا:

الف) خب معلومه که بیمارارو تو پارکینگ ول نمی‌کنیم! همین الانشم این کار رو انجام نمی‌دیم دیگه.

ب) اما صبحا چی؟ قبل از اینکه در درمانگاهو باز کنیم همیشه یه سری بیمار بیرون منتظرن

الف) آره. راست می‌گی. لابد اونایی که اولین ویزیت روز رو دارن حسابی رو اعصابشونه.

ب) خب پس، می‌تونیم در اتاق انتظارو ده دقیقه زودتر باز کنیم تا اینجوری نشه.

الف) خوبه، از فردا همین کارو می‌کنیم. چندتا از کارکنان معمولا زودتر از بقیه میان، واسه همین فکر نمی‌کنم مشکلی پیش بیاد.

و جلسه به همین شکل ادامه پیدا کرد. تکنیک طوفان فکری معکوس باعث شد گروه خانم احسانی به ایده‌های متعددی برای بهبود اوضاع برسد که خیلی از آنها به سرعت و به سادگی قابل پیاده‌سازی بود. خانم احسانی جلسه را چنین جمع‌بندی کرد «نگاه کردن به مسئله به شکل وارونه هم مفید و نتیجه‌بخش بود، هم خیلی لذت‌بخش. از همه جالب‌تر اینکه، باعث شد به جای کار تراشیدن برای خودمون، با انجام ندادن یه سری کارها بتونیم بیمارانمون رو راضی‌تر کنیم.»

تهیه شده توسط تیم تحریریه چطور پرو
این محتوا را چطور ارزیابی می‌کنید؟

نظرات